شبي در خواب ديدم با خداي خود به گفتگو نشستهام.پرسيد: پس تو ميخواهي با من گفتگو كني؟
پاسخ دادم: اگر وقتي براي اين كار داشته باشيد.
و لبخندي زد: وقت من لايزال است
اكنون بگو چه سؤالي از من داري؟
پرسيدم: كدام فعل نوع بشر، بيشتر تو را متعجب ميكند؟
و پاسخ داد:
اينكه از كودكي خود ميگريزند و دوست دارند بزرگ شوند
و هنگامي كه بزرگ شدند، دوست دارند بار ديگر كودك باشند.
اينكه سلامتشان را از دست ميدهند تا به پول برسند?
و آنگاه، پول خود را خرج ميكنند تا سلامتيشان را بار ديگر به دست آورند.
اينكه با تفكر زياد در مورد آينده، فراموش ميكنند كه به حال فكر كنند
گويي، آنها نه در حال زندگي ميكنند و نه در آينده.
اينكه به گونهاي زندگي ميكنند كه گويا هيچگاه نخواهند مرد
و آنگونه
ميميرند كه گويا هيچ وقت زنده نبودهاند.

+ نوشته شده توسط هديه در سه شنبه 17 اردیبهشت1387 و ساعت
17:13 |






